پیامبر اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:
۞ هر که در گفتارش صلوات بر من و علی بن أبی طالب علیهما السلام باشد وارد بهشت می‌شود. ۞
Wednesday, 26 January , 2022
امروز : چهارشنبه, ۶ بهمن , ۱۴۰۰ - 23 جماد ثاني 1443
شناسه خبر : 1569
  پرینتخانه » اجتماعی, اخبار جدید, اخبار ویژه, پیشنهاد سردبیر, دو کلمه حرف حساب, سایر اخبار, سیاسی, فرهنگی و ادبی, قرآن کریم, گزارش تاریخ انتشار : ۱۴ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۲ |
شهر روشن گزارش می دهد

خورشید اسلام با بعثت پیامبر(ص) طلوع کرد

بعثت پیامبر اسلام هم سبب طلوع درخشان خورشید اسلام طلوع شد و هم شخصیّت عظیم پیامبر(ص) به جهان شناخته شد.

به گزارش پایگاه خبری شهر روشن از کرمانشاه، روز مَبْعَث ،روزی است که پیامبر اسلام(ص) ، به درجه پیامبری برگزیده شدند و مأمور شدند که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برسانند. حضرت محمد( ص) در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می‌کرد.
براساس این گزارش، بی ‏تاب از حرارت تکلیم، از قله «نبوت» باز می‏ گردد، اینک ندای «اقرأ باسم ربک الذی خلق» در جانِ روشن پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله طنین انداخته است.
قرآن، بر قلب مبارک پیامبری نازل می‏ شود که امین وحی است و دلسوز مؤمنان، مردی از نسل ابراهیم، به پیامبری مبعوث می‏ شود تا دیگر بار کعبه را از آلایش بت‏ ها پاک سازد، پیامبری می ‏آید تا تجلی رحمتِ خداوند باشد.
بعثت پیغمبر اسلام یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتمیت، حساس‏ترین فراز تاریخ درخشان اسلام است، بعثت پیغمبر درست در سن چهل سالگى حضرت انجام گرفت، پیغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پیک وحى بر وى نازل نشده بود. البته قبلا علائمى از عالم غیب دریافت مى ‏داشت، ولى مامور نبود که آن را به آگاهى خلق هم  برساند.
میان مردم قریش و ساکنان مکه رسم بود که سالى یک ماه را به حالت گوشه گیرى و انزوا در نقطه خلوتى مى‏ گذرانیدند، درست مشخص نیست که انگیزه آن ها از این گوشه‏ گیرى چه بوده، اما مسلم است که این رسم در بین آن ها جریان داشت و معمول بود.
نخستین فرد قریش که این رسم را برگزید و آن را معمول داشت عبدالمطلب جد پیغمبراکرم بود که چون ماه رمضان فرا مى ‏رسید، به پاى کوه حرا مى ‏رفت، و مستمندان را که از آنجا مى‏ گذشتند  یا به آنجا مى ‏رفتند، طعام مى ‏داد. به طورى که تاریخ اسلام گواهى مى‏ دهد، پیغمبر(ص) نیز پیش از بعثت ‏به عادت مردان قریش، بارها این رسم را انجام می داد. از شهر و غوغاى اجتماع فاصله مى‏ گرفت و به نقطه خلوتى مى رفت و به تفکر و تامل مى ‏پرداخت.
پیغمبر چند سال قبل از بعثت، سالى یک ماه در حرا به سر مى ‏برد  و چون روز آخر باز مى‏ گشت، نخست‏ خانه خدا را هفت دور طواف مى‏ کرد، سپس به خانه مى ‏رفت.
حضرت محمد(ص) در سن چهل سالگى به پیامبری مبعوث شدند
نزول اولین وحی
به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز ۲۷ ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:
“بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم. به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت.”
بازگشت از کوه حرا
پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامی که به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو کردند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سال های همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود، گفت: “به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، به سر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی.”
پیامبر (ص) در غار حرا به پیامبری مبعوث شدند
نزول سوره مدثر
در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را بر ایشان خواند که: “بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر
به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر”
می‌توان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بودند.
و لحظه‌ای از آن غافل نباشند و اینگونه بود که نخستین آیه‌های کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.

ضرورت و اهمیّت بعثت
جهان تاریک جاهلیّت، برای طلوع خورشید هدایت، ثانیه‏ شماری می‏ کرد، همه چیز بیانگر ضرورت بعثت و نیاز به وجود آیین سازنده و رهایی‏ بخش، و رهبر بزرگ، مدبّر، نجات دهنده و دلسوز بود. در چنین وضع نابسامانی، لطف خدا شامل حال انسان‏ های آن عصر و نسل‏ های آینده شد، که محمّد بن عبداللّه(ص) را برای رهایی مردم به پیامبری مبعوث فرمود.
پیامبری که آخرین پیامبر بود، و کامل‏ترین آیین را آورد، و همه پیامبران پیشین در انتظار او بودند تا او بیاید و آیین توحید و نجات‏ بخش خدا را کامل نماید و همه بشریّت را از لجنزارهای آلودگی، گناه و انحراف، رهایی بخشد.
به گزارش شهر روشن، با بعثت پیامبر اسلام، هم خورشید اسلام طلوع کرد، و هم شخصیّت عظیم پیامبر(ص) متولّد شد، روز تولّد آن حضرت بیانگر تولّد جسم او بود، گرچه مبارک بود، اما روز بعثت، روز تولّد شخصیت پیامبر(ص) بود که بسیار مبارک ‏تر بود. و اگر روز هجرت پیامبر(ص) از مکّه به مدینه بسیار مهم بود، و به همین خاطر به پیشنهاد حضرت علی(ع) آغاز تاریخ مسلمانان شدند، مهم بودن هجرت از این رو بود که آرمان ‏های بعثت پس از پشت سرگذاشتن سختی‏ ها، تولّد نو یافت، و آماده اجرا و بروز و ظهور و تعمیق و گسترش شدند، و باید گفت که خورشید شخصیّت پیامبر اسلام(ص) نیز در چنین روزی تولّد یافت.
برای درک ضرورت بعثت و عظمت آن، کافی است که به معنا و مفهوم بعثت در اسلام، توجّه کنیم: بعثت یعنی: سرآغاز مبارزه با هرگونه شرک و انحراف فکری و عقیدتی و عملی، و هرگونه خرافات.
بعثت یعنی: رستاخیز و به پاخاستن برای نجات انسان ‏ها از زیر یوغ اسارت‏ های فکری، سیاسی و اجتماعی.
بعثت یعنی: طاغوت زدایی، شرک زدایی، تنش ‏زدایی و زدودن هرگونه عوامل و پیشینه‏ هایی که موجب سقوط و عقب‏ گرد خواهد شد.
بعثت یعنی : انفجار نور درخشان الهی در میان ظلمت‏ های متراکم گوناگون.
بعثت یعنی : تجلّی حق، در برابر باطل و باطل‏ پرستی، و نابودی هرگونه باطل و بیهوده ‏گرایی.
بعثت یعنی : تثبیت توحید ناب در تمام ابعادش، تثبیت وحی الهی و نبوّت.
بعثت یعنی : برقراری عدالت فردی و اجتماعی، و پیکار با هرگونه ظلم، تبعیض و بهره ‏کشی‏ های ظالمانه.
بعثت یعنی : برافراشتن پرچم حقّ در همه نقاط جهان، و واژگون سازی پرچم‏ های باطل.
بعثت یعنی : همان عروه الوثقی نجات و پیروزی که به تعبیر قرآن در دو چیز خلاصه می‏ شود: تکفیر طاغوت و ایمان به خدای بزرگ؛ همان عروه الوثقی‏ ای که در تسلیم در برابر حق، و انجام کار نیک خلاصه می‏شود.
بعثت پیامبر اسلام(ص) یعنی تبیین تمام اهداف پیامبران و کتاب‏ های آسمانی، و اجرای آن اهداف به طور کامل.

دورنمایی از آغاز بعثت
چهل سال از عمر پاک پیامبر(ص) می‏ گذشت، آن حضرت قبل از پیامبری در هر ماه، چندین بار، در شب و روز، و در هر سال همه ماه رمضان بر فراز کوه سر به فلک کشیده حِرا (که در شش کیلومتری شمال شرقی کعبه قرار گرفته بود) داخل غاری که بر فراز آن کوه بود، به عبادت و مناجات و راز و نیاز با خدا می‏ پرداخت، او آثار عظمت خدا را در آن جا مشاهده می ‏کرد، و همواره به تفکّر و تأمّل و عبادت خدا مشغول بود.
روز ۲۷ رجب سال چهلم عام الفیل فرا رسید، پیامبر(ص) بر فراز کوه حرا در میان غار مخصوص آن جا، مشغول مناجات با خدا بود، ناگاه پیک وحی، جبرئیل امین بر آن حضرت نازل شد و این آیات آغاز سوره علق را همراه مژده رسالت، برای آن حضرت خواند:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ * اِقْرَءْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الاِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الاَکْرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الاِنْسانَ ما لَمْ‏یَعْلَمْ؛
” بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، همان کس که انسان را از خون بسته ‏ای خلق کرد، بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان کسی که به وسیله قلم تعلیم داد، و به انسان آن چه را نمی‏ دانست، آموخت.”
به این ترتیب آغاز وحی و بعثت، با نام خدا و با خواندن و قلم و علم و آموزش آمیخته با توحید، شروع شد و این واژه‏ های زرّین وحی، بیانگر آن است که بعثت یعنی: سرآغاز مبارزه با هرگونه شرک و انحراف فکری و عقیدتی و عملی، و هرگونه خرافات.
رستاخیز و به پاخاستن برای نجات انسان‏ ها از زیر یوغ اسارت‏ های فکری، سیاسی و اجتماعی، طاغوت زدایی، شرک زدایی، تن ش‏زدایی و زدودن هرگونه عوامل و پیشینه‏ هایی که موجب سقوط و عقب‏گرد خواهد شد.
رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور، که اساس آن انقلاب‏ها، انقلاب فرهنگی، و آگاهی بخشی در همه زمینه ‏هاست.
پیامبر(ص) فرمود: پس از آن که آیات آغازین سوره علق بر من نازل شد، از فراز کوه حرا به سوی خانه حرکت کردم، در مسیر راه در وسط کوه حِرا، صدایی را از جانب آسمان شنیدم که می‏ گفت: «یا مُحَمَّدُ اَنْتَ رَسُولُ اللّهِ وَ اَنَا جِبْرَئیلُ؛ ای محمّد! تو رسول خدایی و من جبرئیل هستم.»
به آسمان نگریستم، جبرئیل را دیدم که به طور استوار و ثابت، بر فراز افق ایستاده است، همچنان به او چشم دوخته بودم تا ناپدید شد.»
از آن جا که پیامبر اکرم(ص) دوبار جبرئیل را دید، و وحی الهی را از آن امین وحی دریافت کرد، همین دو حادثه موجب فشار روحی سنگین برای آن حضرت سد، با این که او از نظر روحی، بسیار قوی و نیرومند بود که شایستگی تحمّل مسؤولیّت وحی را یافته بود، ولی چون آغاز کار بود، وقتی که جبرئیل را به صورت اصلی ‏اش دید، اضطراب و خستگی فوق‏ العاده ‏ای در خود احساس کرد، از این رو به سوی خانه آمد، وقتی به خانه رسید، به همسرش حضرت خدیجه(س) فرمود:
«دَثِّریِنی؛ مرا بپوشان.» خدیجه(س) او را پوشانید، پیامبر(ص) اندکی در خواب فرو رفت. در همین هنگام جبرئیل نزد آن حضرت آمد و آیات آغاز سوره مدّثّر را نازل کرد، که سه آیه نخست آن چنین است: «یا اَیُّهَا الْمُدَّثِّرْ * قُمْ فَاَنْذِرْ * وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ؛ ای در بستر خواب آرمیده، برخیز و انذار کن (و جهانیان را هشدار ده) و پروردگارت را بزرگ بشمار.» پیامبر(ص) برخاست و به ابلاغ مأموریت خود پرداخت.
پیامبر(ص) ماجرای بعثت و وحی را برای همسرش خدیجه(س) تعریف کرد، خدیجه(س) خشنود شد و گفت: «خدا تو را یاری خواهد کرد.» خدیجه(س) ماجرا را به عمو زاده ‏اش «ورقه بن نوفل» که از دانایان عرب و از مسیحیان و سرشناس بود بازگو کرد، و گفتار پیامبر(ص) را برای او بیان نمود، ورقه گفت : قُدُّوسٌ قُدُّوسٌ، وَالَّذی نَفْسُ وَرَقَهٍ بِیَدِهِ لَئِنْ کُنْتِ صَدَقتِینی یا خَدِیجَهُ، لَقَدْ جائَهُ النّامُوسُ الاَکْبَرُ…؛ خداوند پاک و منزّه است، سوگند به کسی که جان ورقه در دست او است، اگر مرا ای خدیجه، تصدیق می‏کنی، ناموس اکبر (فرشته بزرگ وحی) بر او نازل می‏ شود، که بر موسی(ع) نازل می ‏شد، او پیامبر این امّت است، به او بگو ثابت و استوار باش.

حضرت خدیجه(س) به خانه بازگشت و گفتار ورقه را به رسول خدا(ص) ابلاغ کردند
نگاهی به انگیزه ‏ها و اهداف بعثت
با بررسی آیات قرآن و روایات پیامبر(ص) و امامان(ع) به دست می‏ آید که انگیزه بعثت و اهداف آن در دو پایه خلاصه می‏شود:
۱). نفی معبودهای باطل و عوامل سقوط.
۲). پیمودن راه های تکامل در ابعاد گوناگون که اساس آن اعتقاد به یکتایی و بی‏ همتایی خداس f’iX)Eglׂjא۰]Eon`Yr8، در پرتو تجزیه و تحلیل آیات و روایات، می‏ توان به ده انگیزه و هدف از اهداف و انگیزه‏ های بعثت اشاره کرد که عبارتند از:
۱). اتمام حجّت
چنان که در آیه ۱۶۵ سوره نساء می‏خوانیم: «رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاّ یَکُونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ؛ پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجّتی برای مردم بر خدا باقی نماند (و بر همه اتمام حجّت شود).
۲). رفع اختلاف
چنان که در آیه ۲۱۳ سوره بقره می‏خوانیم: «کانَ النّاسُ اُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرینَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فیَما اخْتَلَفُوا فِیهِ؛ مردم در آغاز یک دسته بودند و تضادی در میانشان وجود نداشت، به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد، و اختلافات و تضادهایی در میان آن‏ها رخ داد در این حال خداوند پیامبران را برانگیخت، تا مردم را بشارت و بیم دهند، و کتاب آسمانی که به سوی خود دعوت می‏ کرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آن‏چه اختلاف داشتند، داوری کند.
۳). قیام به عدالت
چنان که در آیه ۲۵ حدید می ‏خوانیم: «لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند.
۴) آزادی و آزادگی و رهایی از امور بیهوده و خرافات
چنان‏که در آیه ۱۵۷ سوره اعراف می‏ خوانیم: «اَلَّذِین یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ… وَ یَضَعُ عَنْهُمْ اِصْرَهُمْ وَ الاَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ؛ کسانی که از فرستاده خدا پیامبر(ص) پیروی می ‏کنند… پیامبری که بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آنها بود (از دوش و گردنشان، برمی‏ دارد.» منظور از زنجیر در این‏جا عبارت است از: زنجیر جهل و نادانی، بت ‏پرستی و خرافات، انواع تبعیضات و بی‏ عدالتی‏ ها، قوانین نادرست، و اسارت و استبداد در چنگال طاغوت‏ ها است.
۵).هدایت
امر به معروف و نهی از منکر و رهایی از ظلمت‏ ها و کشیدن انسان‏ ها به سوی نور، چنان‏که در آیه ۱ و ۵ ابراهیم، و ۱۶ مائده و ۱۷۵ اعراف آمده، از جمله در آیه یک سور
ابراهیم می‏ خوانیم: «الـر * کِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَیْکَ لِتُخْرجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ؛ این کتابی است که بر تو ای پیامبر نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‏ های (شرک و ظلم و جهل) به سوی روشنایی (ایمان، عدل و آگاهی) به فرمان پروردگارشان درآوری.»
۶). آموزش کتاب و حکمت
چنان که در آیه ۲ سوره جمعه می‏ خوانیم: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمِیّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَهَ؛ خداوند کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن ها می‏ خواند، و آن ها را تزکیه می‏ کند، و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‏ آموزد.»
۷). تهذیب و پاک‏سازی
چنان که در آیه ۲ جمعه (آیه قبل) همین مطلب ذکر شده است.
۸). آزادی انسان ‏ها از زیر یوغ طاغوت ‏ها و استکبار
چنان‏که در آیه ۳۶ نحل می‏ خوانیم: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ اُمَّهٍ رَسُولاً اَنِ اعْبُدُواللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ؛ ما در هر امّتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»
۹). تقویت و ارتقاء تفکّر و اندیشه صحیح و والا
چنان که امام کاظم(ع) فرمود: «مابَعَثَ اللّهُ اَنْبِیائَهُ وَ رُسُلَهُ اِلی عِبادِهِ اِلاّ لِیَعْقِلُوا عَنِ اللّهِ… وَاَکْمَلُهُمْ عَقْلاً اَرْفَعُهُمْ دَرَجَهً فِی الدُّنْیا وَالآخِرَهِ؛ خداوند پیامبران و رسولان را به سوی بندگانش مبعوث نکرد، مگر این که از جانب خدا تعقّل کنند و بیندیشند و از این سو، بر معلومات و ارتقاء فکری خود بیفزایند.» (۱۸)
۱۰). تکمیل و ارتقاء ارزش ‏های اخلاقی
چنان که رسول اکرم(ص) فرمود: «اِنَّما بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخْلاقِ؛ همانا به پیامبری برانگیخته شده‏ ام تا ارزش‏ های اخلاقی را به کمال برسانم.» (۱۹)
و در سخن دیگر فرمود: «اِنَّما بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ حُسْنَ الاَخْلاقِ؛ همانا مبعوث شده ‏ام تا نیکی اخلاق را به درجه عالی و کمال برسانم.»
امید که در پرتو بعثت از تمام فرهنگ‏ های بیگانه، رهایی یابیم و جسم و جان خود را با تعالیم انبیا(ع) و خصوصا پیامبر بزرگ اسلام(ص) شست و شو دهیم.
انتهای پیام/ت

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در پایگاه خبری شهر روشن منتشر خواهد شد.