پیامبر اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:
۞ هر که در گفتارش صلوات بر من و علی بن أبی طالب علیهما السلام باشد وارد بهشت می‌شود. ۞
Tuesday, 23 July , 2024
امروز : سه شنبه, ۲ مرداد , ۱۴۰۳ - 17 محرم 1446
شناسه خبر : 732
  پرینتخانه » اخبار جدید, اخبار ویژه, پیشنهاد سردبیر, سایر اخبار, شهدا و دفاع مقدس تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳:۵۴ |
برگی از خاطرات شهدا و دفاع مقدس کرمانشاه:

ایستادگی مهمترین حاصل دفاع مقدس/ از خاکستر سیمرغ ایدئولوژی مقاومت آفرین برخاست

ایستادگی و مقاومت مهمترین نتیجه دوران دفاع مقدس است، امروز از خاکستر سیمرغ گروه و دسته های کوچک مردمی، ایدئولوژی به نام تفکر مقاومت برخاسته و چتر آن روز به روز در گسترده تر شدن است.

به گزارش پایگاه خبری شهر روشن از کرمانشاه، رزمندگان دفاع مقدس استان همواره خاطرات ارزشمندی در سینه و اذهان خود محفوظ دارند، که پای سخنان تاریخی آنان باید نشست و درس ایستادگی و مقاومت را برای ساخت آینده بهتر کشور آموخت.
براساس این گزارش، بخشی از خاطرات دلاور رزمنده “لطیف میرزایی” آورده شده است که به آن اشاره می شود:

“محدودیت های مقاومت آفرین”

قصه نیست بلکه روایتی از مظلومیتی است، که چند دهه پیش و در همین نزدیکی ها رخ داد، جایی که می شود در ارتفاعات سخت و وحشتناک کردستان ایران و عراق آدرس آن را جستجو و زمانش مربوط به روزهای پس از عملیات کربلای ۱۰؛ جایی که هر چند نشانی از سرزمین های بیابانی دشت نینوا نداشت، اما می شود در آن گوشه ای از زوایای پنهان تاریخ عاشوراییان ایران را واکاوی کرد.

پاتک عراقی ها تمام شده بود و خط امنیت نسبی داشت، اما تنها سرپناه رزمندگان اسلام سنگ های سخت رشته کوه زاگرس و شاخ و برگ درختان بود که آنان نیز با هر شلیک گلوله دشمن، بخشی از وجودشان توسط بعثی ها متلاشی می شد.
از «گرده رش» تا نیروهای دشمن راهی نبود و با چشم غیر مسلح تحرکات نظامی دو طرف قابل ملاحظه بود. هیولایی آهنی در بند یکی از آشیانه های عراقی بود و هر چند وقت یکبار با غرشی از جنس کینه، رزمندگان ما را معراجی می کرد.
برادر رزمنده، درویشی مسوول سمت راست از پاسگاه پلیس خط نهایت تلاش را برای کمتر کردن تلفات انجام داد، اما زبانه آتش این هیولای هر روز تلفات می گرفت.
در یکی از همین روزهای سخت که پناگاهی غیر از یک درخت برای رزمندگان نمانده بود غول عراقی سری جنبایند و گلوله ای به سمت رزمندگان شلیک کرد.
تیر مستقیم به چند رزمنده اعزامی از مشهد خورد و بدن های مبارک را تکه تکه کرد. با فرونشست گرد و غبار کسی نمی توانست به راحتی بدن ها را شناسایی کند.
صحنه سوزناکی در این زمان شکل گرفته که در آن صحنه جیگر ها می سوخت از جیگر شیر رزمنده ای که با گلوله تانک به بالای درخت پرتاب شده بود.

سخت می گذشت و هر روز جوانانی از گردان و دسته ها پر می گشیدند. تلفات منطقه زیاد بود و باید چاره اندیشی می شد. با تدبیر همرزمان ( صحبت الفتی و علی عباس محمدی) ساخت سرپناه های دو یا سه نفره شروع شد و هر کی به دنبال اندک جایی بود تا از خشم دشمنی کینه توز در امان باشد، اما با این سرپناه از شر گلوله های دشمن در امان نبودیم و هر روز یک یا چند همرزم در برابر دیدگانمان پر می کشید.
اندوه پرکشیدن همرزمان از یک سو و ناله مجروحان و نبود امکانات از سوی دیگر شرایط سختی را برای رزمندگان رقم زده بود تا جایی که برای تسکین درد مجروحیت آنان رو به شیوه های زندگی سنتی آورد و با بهره گیری از زندگی گذشتگان با پتو گهواره ساخته و برای اندک تسکین درد این عزیزان آنان را تکان می دادیم.
وضعیت بغرنج بود، اما اراده ها قوی، به پیروز و گلبانگ آزادی سرزمینان نزدیک می شدیم. اخبار ظفر رزمندگان از رادیو پخش می شد و هر روزه ساعت ۲ بنا به عادت به دنبال شنیدن حماسه ای از جبهه های غرب و جنوب غربی بودیم.
در یکی از این روزها تیری از کمان کین دشمن خارج شد؛ به گمانم دیگر نوبت ما بود چون سنگرمان از زمان ساخت از تیررس خمپاره عراقی دور مانده و سرپناهی امن به شمار می رفت بله درست بود آن روز عراقی ما را هدف قرار داده بودند. با این هدف گیری سرپناه دست ساز ما که تا آن روز تنها امید ما در برابر دشمن بود به آواری از ناامیدی تبدیل کرد و ما در زیر تلی از خاک و سنگ ماندیم.
با صدای آژیر آمبولانس متوجه شدیم که ما نیز در جرگه مجروحان قرار داریم و باید مسافر «بانه» و مهمان بیمارستان صلاح الدین ایوبی این شهر باشیم. بله دوربرگردان آمبولانس از سمت جبهه به شهر بانه، روز وداع با جبهه کربلای ۱۰ بود و آن روز در حالی که به خاطر اصابت گلوله و ریزش سنگر نیمه هوشیار بودیم برای همیشه با جایی وداع کردیم که در طول یک مدت کوتاه در آن عزیزان زیادی معراجی شدند.
بله این داستان روایتی از مظلومیت و سختی های های جبهه است که تنها در مدت کوتاهی برای من رخ داد و بدون شک عزیزان همرزم بسیار و خیم از از این شرایط تجربه کردند.

تاسی پذیری نیروهای مقاومت ایران از کربلاییان سال ۶۱ هجری این مشکلات را آسان کرده بود و جبهه را به مدرسه ای تبدیل کرد که در آن عقب نشینی از آرمان و اعتقادات معنایی نداشت، بلکه ایستادگی و مقاومت مهمترین نتیجه آن بود که امروز از خاکستر سیمرغ گروه و دسته های کوچک مردمی، ایدئوژولی به نام تفکر مقاومت برخاسته و چتر آن روز به روز در گسترده تر شدن است.
روایتگر رزمنده: لطیف میرزایی
انتهای پیام/ت

نویسنده : روایتگر و رزمنده دفاع مقدس: لطیف میرزایی
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در پایگاه خبری شهر روشن منتشر خواهد شد.